تبليغاتX
ترانه بی مکث
ترانه زیر برگرفته از دست نوشته ی سیاوش قمیشی روی کاور آلبوم "روزهای بی خاطره"است .توی اون آلبوم احسان یاورانی و دکتر رضا زارعی که از دوستای خوب من هستند با سیاوش همکاری داشتند.متاسفانه چند ماهه که از هر دوی اونها بی خبرم.امیدوارم هرجایی که هستن سلامت باشن.

 

متن ترانه کامل نیست-برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی


اقامت ِموقتی

من و این ترانه های لعنتی
من و این اقامت ِ موقتی
روی نیمکت ِ سیاه ِ زندگی
ای خدا ، چه قصه ای ! چه قسمتی!
روزایی که مثل ِ هم میان ، میرن
خبری از عاشقی نمی گیرن
چی بهت بگم ، بدون رفیق ِ من
همه بازیای تلخ ِ تقدیرن

توی اوج ِ بی قراری میشکنی
خودتُ به جون ِ جاده می زنی
میری تا نفس بذاره دور ِ دور
جایی که تو باشی و سکوت ِ کور
می بینی که قد ِ آسمون شدی
به خودت میگی چقدر جوون شدی!
ولی اونجا هم که در نهایتی
می بینی دوباره خیس ِ غربتی
.............

......

..

پیوست: تشکر از حسن علیشیری بابت کشف اشکال تایپی بیت آخر!
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 22:17 |
این تنها ترانه ی منه که آغاز نگارشش مربوط به یکسال قبل می شه که همین چند روز قبل بلاخره موفق شدم تکمیلش کنم. بعد از انتقادات پر مهر دوستان از ترانه قبلی ام (!) باید همینجا این نکته را عنوان کنم که هیچ دفاعی از این یکی ندارم! و گردنم از مو هم باریک تر است.

متن ترانه کامل نیست-برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی

آرتیست

.....
.......
یادته هنوز تُو یا نه؟ - شب نحس و خلوتی بود
شبی از شبای پاییز - تو اتاقی لعنتی بود:
خبر از یه انتها بود - خبر از شروع ِ پاییز
خبر از فروش ِ یک دل - به دو سکه پول ِ ناچیز
خبری که قبل گفتن - توی چشم ِ تو می خوندم
ولی خنده ای خیالی - روی چهره می نشوندم
آخرین نمایشم شد - غم و خنده های کاذب
ولی باخته بودم آره - تو رو با قماری جالب
....


+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 15:18 |
این ترانه دقیقا مربوط می شه به یک سال پیش . امروز جشن تولد یک سالگی این ترانست. واسه همین خارج از نوبت فرستادمش توی وبلاگ.

متن ترانه کامل نیست-برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی

واژه ی خدانگهدار

شبه و دوباره اشکم - شده رهسپارِ ِ تکرار
تو هجوم ِ رنگِ رفتن - واژه ی خدانگهدار
یکی از تو آسمونا - میگه دل به گریه نسپار
که نداره بی ترانه - خونه های قصه دیوار

خودم از خودم می پُرسم - چه کسی ترانه داره؟
چه کسی می دونه امشب - دل ِ من در انتظاره؟
می بینم فقط تو هستی - که منُ شکستی با غم
تو که رفتی و هنوزم - به دلم می کوبه ماتم
......

دوشنبه-پانزدهم آبان هشتاد و پنج-ساعت 10/30 شب
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 15:12 |
گاهی اوقات که حس می کنم یه جای کار این زندگی می لنگه، بی اختیار به این خیال میفتم که شاید یه جای دیگه یه کسی دیگه ای هم همین حس رو داشته باشه! توی ترانه ی زیر به بیان چنین حسی پرداخته ام.

متن ترانه کامل نیست-برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی

آخرین جادوگر

آخرین جادوگر ِ شهر ِ پُر از قصه منم
نقش ِ هر قصه یه تبخال ِ غمه روی تنم
جاده رو طی می کنم من با لبی بسته به راز
توی یک کوچ ِ سیاهم روبرو راهی دراز

کسی از نسل و تبارم واسه من زنده نموند
بعد از اون هم نفسا هم نفسی قصه نخوند
بی خیالم که دارم آب می شم از بیخ و بُنم
تک و تنها دارم این زندگی رو طی می کنم

.....
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 18:39 |
گل زیبای من مرد و - به بارانم امیدی نیست
بر آن لبهای خشکیده - غزلهای جدیدی نیست

شنیدم که قیصر امین پور هم پر کشید و رفت ، من اصلا باور نمی کنم،
اصلا.
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 12:43 |