درود بر همه ی دوستان
برای نقد آخر همگی دوستان سنگ تمام گذاشتند و به هیچ چیز رحم نکردند! فرصت ندارم که تک تک به همه سر بزنم و تشکر کنم.به بزرگواری خودتون ببخشید.
اما من از شما خواستم "اشکالات" رو بهم نشون بدین و نه اینکه "ایراد" بگیرید.بعضی ها نکت عجیبی رو یادآور شده بودند که اصلا قابل توجه نبودند.دیشب یه جوابیه خرکی توی وبلاگ گذاشتم که الان پاکش کردم .گفتم شاید کسی دلخور بشه.البته زحمتی که کشیدید و وقتی صرف کردید برام یه دنیا ارزش داره و بابتش از همگی شما ممنونم. مواردی که به نظرتون اشکال داشت رو نوشتید و این باعث شد که من به فکر ویرایش ترانم بیفتم (که اصلا این کار رو دوست ندارم).
...............
اما من به این نتیجه رسیدم که کسی زبون ترانه های من رو نمی فهمه ! یا شایدم اینکه من دارم کلماتی رو استفاده می کنم که به درد ترانه نویسی نمی خوره.
الان تو این مرحله ای که هستم سعی می کنم از ترانه های ساده به سمت نماد گرایی کوچ کنم و صاف و ساده همه چیز رو روی دایره نریزم.اما انگار کار غلطیه چون اگه قرار باشه کسی با "لرزیدن" و "تنور" و "سرزنش گناه" ارتباط برقرار نکنه، پس این تلاش به چه دردی می خوره؟ یه مدته دارم فکر می کنم که اصلا این مرض ترانه نوشتن به چه درد می خوره؟!
.............
این آپ به مناسبت جیم زدن از کلاس یه استاد نامرد (استاد ص)بود که وقتم رو کمی آزاد کرد تا کارهام رو ردیف کنم و به وبلاگم سر بزنم.(به غیر از بلاهایی که این اواخر سرم اومده!) امتحانات پایان ترم نزدیکه و من هم که بر طبق سنت چندین و چند ساله ام هر چی درسه تلنبار کردم برای شبای امتحان! میخوام این بار سنت شکنی کنم و برم از همین حالا آماده بشم(اگه بشه، چی میشه!)! بنابراین وقت احوالپرسی از دوستان رو ندارم. سعی می کنم هر هفته دوشنبه ها به وبلاگم سر بزنم.اگه کامنت گذاشتید و جواب ندادم بدونید که حتما توی نت نیستم.
سپاس از دوستانی که جویای حال من بودند و عزیزانی که افتضاح آخر را نقد فرمودند.علی کمارجی ، چهاردهم آذر ، آبادان.
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت
20:44 |