تبليغاتX
ترانه بی مکث
من یه مدت توی نت نیستم. اگه کامنت گذاشتین بعدا پاسخ میدم.در ضمن یلدا هم تقریبا مبارکتون باشه!
کی منتظر می مونه
حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد
شب برسه به فردا...
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 20:12 |
متن ترانه کامل نیست-برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی

قلب بی سواد

آخرین امید ِ من ، یه روز ِ تلخ ِ بارونی
بی ترحم از دلم ، گذشت و رفت به آسونی
جایی که نبینه رنگی از ترانه های من
جایی که نباشه یادی از یه قلب ِ زندونی
سرپناه ِ خوب ِ من ، تو روزگار ِ برگ و باد
حتی آخرین نگاهشُ به چشم ِ من نداد
معنی ِعزیز ِ موندگار ِ رفته از دلُ
آخه من چطور بفهمونم به قلب ِ بی سواد
........
 ..........

تاریخ سرایش: سه شنبه ، 26 دی 85

 

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 10:8 |
درود بر همه ی دوستان
برای نقد آخر همگی دوستان سنگ تمام گذاشتند و به هیچ چیز رحم نکردند! فرصت ندارم که تک تک به همه سر بزنم و تشکر کنم.به بزرگواری خودتون ببخشید.
اما من از شما خواستم "اشکالات" رو بهم نشون بدین و نه اینکه "ایراد" بگیرید.بعضی ها نکت عجیبی رو یادآور شده بودند که اصلا قابل توجه نبودند.دیشب یه جوابیه خرکی توی وبلاگ گذاشتم که الان پاکش کردم .گفتم شاید کسی دلخور بشه.البته زحمتی که کشیدید و وقتی صرف کردید برام یه دنیا ارزش داره و بابتش از همگی شما ممنونم. مواردی که به نظرتون اشکال داشت رو نوشتید و این باعث شد که من به فکر ویرایش ترانم بیفتم (که اصلا این کار رو دوست ندارم).

...............

اما من به این نتیجه رسیدم که کسی زبون ترانه های من رو نمی فهمه ! یا شایدم اینکه من دارم کلماتی رو استفاده می کنم که به درد ترانه نویسی نمی خوره.
الان تو این مرحله ای که هستم سعی می کنم صاف و ساده همه چیز رو روی دایره نریزم.اما انگار کار غلطیه چون اگه قرار باشه کسی با "لرزیدن" و "تنور" و "سرزنش گناه" ارتباط برقرار نکنه، پس این تلاش به چه دردی می خوره؟ یه مدته دارم فکر می کنم که اصلا این مرض ترانه نوشتن به چه درد می خوره؟!
.............
این آپ به مناسبت جیم زدن از کلاس یه استاد نامرد (صدقی ابله)بود که وقتم رو کمی آزاد کرد تا کارهام رو ردیف کنم و به وبلاگم سر بزنم.(به غیر از بلاهایی که این اواخر سرم اومده!) امتحانات پایان ترم نزدیکه و من هم که بر طبق سنت چندین و چند ساله ام هر چی درسه تلنبار کردم برای شبای امتحان! میخوام این بار سنت شکنی کنم و برم از همین حالا آماده بشم(اگه بشه، چی میشه!)! بنابراین وقت احوالپرسی از دوستان رو ندارم. سعی می کنم هر هفته دوشنبه ها به وبلاگم سر بزنم.اگه کامنت گذاشتید و جواب ندادم بدونید که حتما توی نت نیستم.

سپاس از دوستانی که جویای حال من بودند و عزیزانی که کار آخر را نقد فرمودند.
علی کمارجی ، چهاردهم آذر ، آبادان.



+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 20:44 |
متن ترانه کامل نیست-برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی

احساس سیاه

 .....
 .......
حالا بیشتر می خواد از جادوی چشمات بدونه
حالا می خواد تو رو پیدا کنه، همرات  بمونه
دیگه دنیا رو رها کرده و دنبال ِ توئه
می دونه جون و صدا و نفسش مال ِ توئه
بی قراره ، ولی با یاد ِ تو آروم و صبور
مث ِ پروانه که می گرده پی ِ چشمه ی نور
واسه تو حاضره حتی بره تا داخل ِ گور
مث دستی که می سوزه تو دل ِ تنگ ِ تنور
...
.......
 
دوشنبه - 5 شهریور
86


+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 20:21 |
این ترانه کمی حس گنگی داره.امیدوارم دوستان اون رو به حساب ضعف ترانه نذارن. دوست داشتم چیزی بنویسم که حداقل ارزش دوبار خوندن رو داشته باشه و مشتش همون دفعه اول باز نشه.

گر همه بود زیان ور همه سود
سرنوشت من دریازده چون خواهد بود...
(نیما یوشیج)


چله نشین

عزیزم هق هق ِ من مثل تُوی گمشده بود
تو که با رفتنت این دنیا شده تار و کبود
تو می گفتی که جدایی گله ها رو می بره
ولی رفتی و گله از همه چی تازه تره
ناخدا من بودم و رفتی تو دنبال خیال
حالا من موندم و این خاطره و صد تا سوال
بلیطم دستمه و چله نشین ساحلم
خودمم هیچ نمی دونم دیوونم یا عاقلم!

توی ساحل
می مونم تا ته ِ دنیا
منتظر نیستم و هستم
نمی دونم
که بیدارم ، یا تو رویا

متن ترانه کامل نیست-برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی

تاریخ سرایش: سه شنبه - بیست و یکم فروردین 86

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 19:38 |