این فقط بخش دوم کاره-کامل نیست!
به پیکر ِ خمیده ی من از فرود ِ خاک و گرد
تبسم ِ تو حس ِ تازه ی ترانه زنده کرد!
کلام تو خیال ِ تشنه ی مرا به چشمه برد
دقایق ِ شکستگی به خواندن ِ تو جان سپرد
نگاه ِ پر شکوه ِ تو به اشک و گریه چیره شد
زمین و آسمان همه ، به خنده ی تو خیره شد!
ترانه ای شدی در این سکوت ِ روزگار ِ تار
و نام این ترانه شد :شکفتنی ترین بهار!سرایش: پنج شنبه-28 دی 86
پ.ن1: سال نو مبارک!
پ.ن2:این بار به روز شدنم رو نمی توانم به همه اطلاع بدم.شرمنده دوستان!
پ.ن3: مرده شور اون عیدی رو ببرن که توش آدم دلخوشی نداشته باشه!
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت
21:7 |
یه مدته که تحت تاثیر بازدید از وبلاگ بعضی از دوستان رفتم توی نخ غزل پست مدرن. دارم با خودم فکر می کنم که چرا ما ترانه پست مدرن نداریم؟! و یا شایدم هست و من خبر ندارم!
پرداخت به غزل پست مدرن نیازمند نگرشی ویژه به وزن و قافیه و ایماژهاست.طوری که به نظر من منطق کلاسیک رو باید کاملا کنار گذاشت. یعنی خداحافظی با ترانه و شعر های کلاسیک.
البته فکر نمی کنم استفاده ظاهری از چند تا کلمه دم دستی مثل دمپایی و سیگار و مترو مترادف با چنین سبکی باشه.
اصلا برای ترانه امکان تعریف مدرن و پست مدرن هم هست؟
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت
18:34 |
این ترانه رو شخصا خیلی دوست دارم.ضمن اینکه یکی از بهترین کارهای منه.
متن ترانه کامل نیست.این تکه ی دوم ترانست:
نفسم حبسه و چشمام به چشات بسته می شه
نبضم انگار به تماشای تو وابسته می شه
تن ِ طوفان زده ی من با تو آروم می گیره
شب ِ تبدار ِ بلندم با تو آسون می میره
روزن ِ تنگ ِ قفس قد ِ یه دروازه می شه
شعر ِ گمنام ِ دلم با تو پرآوازه می شه
پیش ِ دریای پر احساس ِ چشات کم میارم
من ِ مجرم با تو آزادی ِ دنیا رو دارم
سرایش: سوم بهمن 86
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت
17:23 |
یکی از ترانه هام به نام صبح دیدار که یکم فروردین امسال نوشته بودمش به لطف
پیمان بهتاش عزیز در سایت مرجع موزیک ثبت شده.از
اینجا می تونید متنش رو بخونید.
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت
21:41 |
از کجای سیاه بنویسم؟ - از کجای جهان مثل لجن؟
توی این چارگوش ویرانه - چه بگویم از عشق و از بودن؟
وبلاگ آزاده بشارتی با کار های استخواندار و محکمش که به نظر من فوق العاده قشنگ هستن
اینجا کلیک کنید
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت
16:19 |
متن ترانه کامل نیست.این قسمت دومه!
همترانه ، پس کجایی؟
بی تبسم ، بی صدایی!
نقش ماهِ ، روی آبی
غرق ِ خوابی ، بی جوابی
قصه ی من ، تن شکستن
با ترانه ، با تو بستن
این شکنجه تا سحر هست
تا ته ِ این راه بن بست
همه شب ها ، شب یلدا - دیگه بیزارم از این حال
کی می دونه؟ تو می دونی - که شب من شده یکسال
سرایش: 30 آذر 86
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت
22:19 |
تکه متن زیر بخشی از مطالب آرش شفاعی در سایت وازنا است که شخصا از خواندنش لذت وافری بردم!تازه با این سایت آشنا شدم (به لطف وبلاگ مجید ).آن چنان كه گفته شد، در رویكرد جدید به ترانه درها چنان باز شد كه هر نیمچه شاعری كه فكر می كرد ذوقی دارد خود را ترانه سرا حس كرد و از آن جایی كه اصولا ً در كشور ما روابطِ حرفی بر ضوابط حرفه ای مقدم است این عده توانستند به مرحله ای برسند كه آثارشان را نیز عرضه كنند.
این گروه عرصه ی ترانه سرایی را به معنی محلی برای بروز درونیات و تجلیات ذاتی خود فراهم دیدند و به دلیل این كه ظرفیتهای وجودی شان از هر گونه اندیشه ورزی و تفكر تهی بود تنها در محدوده ی بیان احساسات رقیق شخصی و اظهار گلایه های عاشقانه با زبانی عوامانه و خالی از هر گونه ظرفیت و ظرافت هنری باقی ماندند.
متن اصلی را از اینجا بخوانید.
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت
12:0 |
ترانه ی چوب خط از کارهای یغما گلرویی.ترانه ای جالب و خواندنی. احتمالا توی آلبوم جدید سیاوش قمیشی (رگبار)اجرا میشه.
از دوستان میخوام که نظرشون رو راجع به قافیه گرفتن (خونه و زندونه) و همچنین (شاکی و بانکی) برام بنویسن.
چوب خط
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار
تو هم شبیهِ من باش حسابتُ نگه دار
ببین که چن تا قرنه تن به اسیری دادی
دنیات شده شبیهِ سلولِ انفرادی
زنجیرِ شغلُ وامی زنجیرِ قسطِ خونه
مدیرِ هر اداره رییسِ یه زندونه
تا چش رو هم می ذاری می بینی عمر تموم شد
بین چهارتا دیوار وجودِ تو حروم شد
چوب خطِ این اسیری دیواراتُ پوشونده
همین روزا می بینی که فرصتی نمونده
قانونِ دنیا حکمی به جز ابد نداره
نذار که حبست کنن پُشتِ میزِ اداره
بذار همه بدونن که خسته ییُ شاکی
لعنت به دفترچه ی قسطُ حسابِ بانکی
بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده
همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده
عاشقِ زندگی باش زندگی شغلُ پول نیست
تو امتحانِ بودن برده بودن قبول نیست
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت
11:0 |
این سایت دوست خوبم حسن علیشیری است که بصورت آزمایشی افتتاح شده و البته هنوز تکمیل نشده. امیدوارم بعد از راه افتادن سایت، وبلاگش رو کنار نگذاره!
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت
23:49 |