متن ترانه رو کامل نذاشتم. قسمت دومش رو این پایین مشاهده می کنید:
تو که ساده اومدی، به من ستاره بخشیدی
تو شبای مرگ ِ فانوسم چه خوش درخشیدی
حالا از تو پیش ِ من نمونده جز یه مشت خیال
شب ِ بی گسست ِ من، پُر از غمه، پُر از محال
آخرش حریم ِ رویا با یه گریه می شکنه
می بینم تو نیستی و قفس نهایت ِ منه
منُ تا کجا کشوندی؟ ای همیشه گم شده
بی تو سرپناه ِ من، یه مشت خیال ِ بیخوده!
چهار شنبه - 1 خرداد 87
----------------------------------------------پ.ن:
1- تمام شد.
بلاخره از شر دانشگاه خلاص شدم. از این تاریخ به بعد من "یک انسان آزاد" هستم!
یکی از بزرگترین اشتباهات عمرم رفتن به دانشگاه و خواندن رشته ای بود که هیچ ربطی به من نداشت! به هر حال هر چی بود گذشت.
2- بند دوم ظاهرا تاریخ اعتبارش تمام شد- حذفش کردم!!!
3- از دوستانی که تبادل لینک کرده اند خواهش می کنم لطف کنند و "شکوفه های احساس" را از عنوان لینکم حذف کنند.ترجیحا نام خودم باشه بهتره.
4- گلوی فریاد مرا سکوت دعوت تو بود
ولی من این سکوت را به قصه ها رسانده ام
(اردلان سرفراز)
تو که ساده اومدی، به من ستاره بخشیدی
تو شبای مرگ ِ فانوسم چه خوش درخشیدی
حالا از تو پیش ِ من نمونده جز یه مشت خیال
شب ِ بی گسست ِ من، پُر از غمه، پُر از محال
آخرش حریم ِ رویا با یه گریه می شکنه
می بینم تو نیستی و قفس نهایت ِ منه
منُ تا کجا کشوندی؟ ای همیشه گم شده
بی تو سرپناه ِ من، یه مشت خیال ِ بیخوده!
چهار شنبه - 1 خرداد 87
----------------------------------------------پ.ن:
1- تمام شد.
بلاخره از شر دانشگاه خلاص شدم. از این تاریخ به بعد من "یک انسان آزاد" هستم!
یکی از بزرگترین اشتباهات عمرم رفتن به دانشگاه و خواندن رشته ای بود که هیچ ربطی به من نداشت! به هر حال هر چی بود گذشت.
2- بند دوم ظاهرا تاریخ اعتبارش تمام شد- حذفش کردم!!!
3- از دوستانی که تبادل لینک کرده اند خواهش می کنم لطف کنند و "شکوفه های احساس" را از عنوان لینکم حذف کنند.ترجیحا نام خودم باشه بهتره.
4- گلوی فریاد مرا سکوت دعوت تو بود
ولی من این سکوت را به قصه ها رسانده ام
(اردلان سرفراز)
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت
20:31 |

