بخش اول ترانه را در ادامه مشاهده می کنید:
زمین و آسمون بن بست - پُر از خاکستر و باروت
به جای مدرسه، زندون - به جای نیمکتا، تابوت
حصار ِ وحشت وُ آزار- شکنجه، غم، ترور، کشتار
فشنگ، از گریه تا گریه - جسد، دیوار تا دیوار
سقوط ِارزش ِ آدم - میون ِ وحشت وُ آشوب
تمام ِ دست ها ِ بسته - تمام ِ چشم ها مرطوب
----------------------------
پی نوشت ها:
1- متاسفانه دوست بسیار خوب و ترانه شناس و ترانه سرایم، حمید رضا عزیزی از وبلاگ نویسی دست کشیده. به نظر من حمیدرضا یکی از بهترین و حرفه ای ترین سرایندگان ماست که البته لولویی که بهش میگن مافیای ترانه هنوز اجازه درخشش به او را نداده، وگرنه حمید ذره ای از مدعیان پوشالی ترانه کم نداشت و ندارد.
خلاصه حمید رضا جان، خیلی عزیزی!
2- چند خبر که احتمالا شنیده اید:
الف: استاد علی بهمنی قراره مجموعه ای از کارهای سی ساله اش را چاپ کنه.
ب: مریم حیدر زاده مجموعه ای تازه با عنوان "تقصیر بابات بود" منتشر کرد.
ج: جیم هم که ماجرای ترانه دزدی از خانم بهاره مکرم که توی جام جم خوندم و اعصابم رو خراب کرد. نمی دونم این کپی رایت لعنتی کی تو این مملکت راه میفته؟!
د: همین الان قصه ای مشابه بالایی رو توی وبلاگ خانم سولماز فروتن دیدم. از ما که کاری جز همدردی بر نمیاد! ------------------------
* راستی به غیر از فحش ، برای نوشتن هر نوع مطلب خصمانه ای در قالب نقد مختار هستید!
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت
20:24 |
بخش دوم ترانه:
شنیدم دنبال ِ نو کردن ِ فرسودگیه
دنبال ِ دنیای آزاد ِ بی آلودگیه
دنبال ِ آلونک امنی واسه در به درا
سقف سرما شکنی روی سر ِ زاغه سرا
به نفس بستن وُ تکفیر ِ صدا تن نمی ده
داغ ِ رویاشُ به دلسردی ِ آهن نمی ده
گرچه دیروز مث ِ امروزشه که رفته به باد
فردا روُ میخکوب ِ آواز ِ مسلسل نمی خواد
همنفس، انگاري با واژه ها افسون مي کني
دل ِ غمگين ِ منُ شاد و غزل خون مي کني
بگو چن تا نفسُ دادي به نابودي مين؟
همنفس، چن تا ديگه مثل ِ ما مونده رو زمين؟
پنج شنبه - یکم فروردین 87
------------------------------
پ.ن1: بعضی از دوستان هنوز وبلاگ من رو با "شکوفه های احساس" تو وبلاگ ها شون لینک دارن.لطفا یه زحمتی بکشین و عوضش کنین.
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت
10:15 |
فرض کنید برای خرید به بازار رفته اید.جلوی ویترین یک فروشگاه ایستاده و به کالاهای پشت آن نگاه می کنید. فروشگاه مذکور کالایی پشت ویترین دارد که مردم آنرا به پا کرده و از کف پاهای خود در برابر آسفالت و اشیای روی زمین حفاظت می کنند.اگر گفتید اسم این کالا چیست؟......آفرین، "کفش"!
سوالی که از شما دارم این است: آیا احمقانه نیست که کفش های پشت ویترین را تا زمانی که پوشیده نشده و مورده استفاده قرار نگرفته اند کفش به حساب نیاوریم؟
مسلما هیچ کس چنین منطقی را نمی پذیرد.چرا که کفش از زمانی که ساخته می شود تا زمانی که به سطل زباله تشریف می برد کفش است.
حتما الان فکر می کنید که مثال کفش چه ربطی به ترانه دارد؟
ربطش این است که قانون "کفش و خریدار" بدون هیچ اما و اگری باید در مقوله مارکتینگ ترانه نیز توسط همه سرایندگان قابل قبول باشد.درحالیکه چنین نیست و بسیاری از دوستان، مخصوصا عزیزانی که نسبت به بقیه کار درست تر هستند نظر دیگری دارند.
مثلا آقای کریمی در "مکث در مه" می نویسد: ... عموم ترانه ها شکل مکتوب دارند و اساسا ترانه نیستند. و یا آقای مقدم (خیلی قبولش دارم)که در وبلاگش نوشته ...بهترین اثر بر روی کاغذ تا زمانی که به اجرا در نیاید ترانه نیست...
به نظر بنده ی کمترین، وقتی که یک نفر تحت قوانین رایج ترانه مصرع هایی را روی کاغذ می آورد ، در همان لحظه چیزی خلق شده که نامش "ترانه" است. اگر زمانی این مخلوق مورد عنایت خواننده و آهنگساز قرار گیرد، باید توجه داشت که این همان ترانه است که با "آهنگ" و "صدا" همراه شده و در مجموع یک Track تشکیل می شود. به نظر من Word-song-voice-Track از بنیاد با هم فرق دارند.(یادم نیست کجا خواندم ولی از زبان ایرج جنتی عطایی هم مثالی هست که گفته بود :ترانه را از صدا و آهنگ عریان کنید....)
البته این را هم باید اضافه کنم که من با پذیرش نظر دوستان هیچ مشکلی ندارم ولی یک نفر از این عزیزان باید مشخص کند که ترانه ای که هنوز اجرا نشده را چه باید نامید؟ آیا صحیح است که نوشته ای را که اساسا ترانه است ، به دلیل میکس نشدن با عربده خوانندگان وطنی و ملودی های کپی دسته چندمی ترانه حساب نشود و شاید بهتر این است که به لطف رضا عطاران ترانه های اجرا نشده را "چیز" نامید؟! و سراینده را "چیز سرا" ؟!!!
آیا بهتر نیست به جای تقسیم بندی ترانه ها به دو دسته ی (ترانه و "چیز") آنها را به ترانه های(اجرا شده و اجرا نشده)تقسیم کنیم؟
نظر شما چیست؟
نکته:(راستی آیا کتاب هایی که نخریده و نخوانده اید را هم "چیز" حساب می کنید؟!)
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت
10:13 |