تبليغاتX
ترانه بی مکث


بلاخره بعد از هرگز، سایت بنیاد ترانه آماده شد!

دوستان عزیز توجه داشته باشند که برای تهیه ی اولین شماره به مقاله/یادداشت و البته ترانه نیاز داریم.
منتها این دفعه مثل اون وبلاگه نیست و باید کیفیت آثار بالا باشه. در غیر این صورت مورد استفاده قرار نمی گیره. لطفا چیزی را بفرستین که ارزش خونده شدن داشته باشه.

از کلیه علاقمندان و کارورزان ترانه دعوت می شود که مقالات، آثار و نوشته های مرتبط با ترانه خود را به آدرس زیر ایمیل کنند:
taraneh64@gmail.com

ضمنا در صورت تمایل عکس خود و یا عکسهایی که به متن ارسالی تان مرتبط است را نیز آپلود کرده و لینک آن را هم ضمیمه کنید.
از تمام دوستانی که از ابتدا در این کار سهیم بودند تشکر می کنم.

لطفا به هر کسی که می دانید و می توانید هم خبر دهید تا برای شماره مرداد با ما همراه شوند.

 برای اطلاع از نحوه ارسال مطلب و قوانین به صفحه اصلی بنیاد ترانه مراجعه کنید:

www.bonyade-taraneh.com


+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 و ساعت 8:31 |
برای ندا صالحی...

این تکه ی سوم ترانه س.....

ببین رویای فردامون - به نام ِ تو نفس داره
ولی تاریک ِ دیروزی - هنوز درگیر ِ تکراره
اگه این شب پر از گریه س - تویی از خنده آکنده
تویی پایان ِ تکرار ِ - غم ِ این بغض ِ پاینده
تب ِ فریاد ِ آزادی - نگین ِ یادگار ِتوست
تو میراث ِ وطن بودی - وطن میراث دار ِ توست

پ.ن:

ای کاش کانکت نمی شدم. ای کاش خبر رو نخونده بودم یا لاقل عکسها رو ندیده بودم.

به عقاید دیگران اهمیتی نمی دم. من برای خودم نظریه هایی دارم. خوب می دونم که از کجا و چطور مردمم دارن پرپر میشن. می دونم که چطور باید جوابشونو بدم...

بعد التحریر: 

انسانی مرده و من بخاطرش هنوز غمگینم. اولین نفر نبوده و آخرین نفر هم نخواهد بود. گناه این قتل عام رو به گردن موجودیتی می دونم که ازش انتقام می گیرم. کار بزرگی در توانم نیست، چون آدم بزرگی نیستم. ولی به اندازه ی سهم خودم...

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 19:7 |