تبليغاتX
ترانه بی مکث
مهلت قانونی دوستان ترانه سرا برای ارسال مطالب و همکاری در دومین شماره بنیاد ترانه ساعت 12 امشب به پایان می رسد.
بنده ی حقیر به همراه 100 نفر از اهالی محل از سه روز قبل در حال مطالعه و گزینش ایمیل های دریافتی هستیم که به علت مشارکت 99 درصدی دوستان مهربان ترانه سرا، از شهرهای اطراف نیز تقاضای چند اتوبوس نیروی کمکی کردیم!
بسیار خوشوقتم که به اطلاع جامعه ی فهیم ترانه سرایان ایران برسانم که به دلیل هجوم شدید علاقمندان و ترافیک بالای سایت، از مجموع 25 گیگابایت پهنای باند ماهیانه ی سایت، حتی یک بیت هم هرز نرفته و بیهوده تلف نشده و بنده از این حیث شبها با فراغ خاطر سرم را روی بالش می گذارم که "منابع سایت بیهوده هدر نشده "!!!!

از دوستان عاجزانه تقاضا دارم که دیگر ایمل نفرستند... چون میل باکس فول شده!

با فرض مطالب پرباری که برای دومین شماره تهیه شده، اشک شوق در چشمانم حلقه زده و زبانم بند آمده! نمی دانم به چه زبانی باید ...


پ.ن:

همچهره ی مهتاب و مه - رویا شبم از تو پُره
یا رخ کن از پشت سکوت - یا سایه شو تا دلهره

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 22:42 |
از 4shared یه کلیپ دانلود کردم که درباره مراحل ساخت کلیپ یه خواننده ی عربه. اسم ترانه ش " نامه ای به جهان" است و خواننده درباره ش میگه:این ترانه ی نامه ای به جهان میگه که ظلم به پایان برسه و در اون به سلامت و عدالت اندیشیده شده و درباره نیاز به زندگی در محبت و عشقه!

من شخصا وقتی این حرفها رو شنیدم، خیلی ناراحت شدم. به بازار موزیک ایرانی دقت کنید. به ترانه های فارسی نگاه کنید. ما با اون ادعای تاریخ چن هزار ساله و استوانه ی حقوق بشر کوروش و این حرفها به کجا رسیدیم و دیگران به کجا؟

چند وقت قبل یه دوست آهنگساز ، درخواست ترانه داشت. منم بهترین هام رو براش فرستادم. آهنگساز همه رو پسندید ولی فردای اون روز از خواننده این پیغام دریافت شد: من کار بگیر می خوام، کار خاص و تک می خوام... مثل "طلوع من" که معین خونده...مثل ترانه های اهورا ایمان؟!؟!
این حرف رو که شنیدم نمی دونستم بخندم یا گریه کنم. چقدر این واقعیت تلخه که خواننده های ما اصلا ترانه شناس نیستن. اصلا به فکر شرایط مردم نیستن، و ترانه ی خوب رو شیش و هشت های پارتی گرم کن یا آه و ناله های مصنوعی و کلیشه شده می دونن.
اغلب میگن که سلیقه ی بازار ما اینه. من مخالفم! این سلیقه ی خوانندهای ماست که این افتضاح رو درست کرده....

ببینید چقدر فاصله افتاده، از جهان بینی خواننده های خارجی ، تا کوته بینی هنرمندان وطنی!

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 13:44 |
بنیاد ترانه دوباره برقرار شد.
بخش کامنت ها و جستجوی سایت هم راه افتاد
از دوستانی که برای مشورت تشریف آوردند و قول همراهی دادند بسیار تشکر می کنم. لطف شما خستگی های این چند روز را از تنم بیرون کرد.


+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 0:28 |
اولین شماره بنیاد ترانه، واقعا بد بود.
ما قرار بود جایی برای اتحاد داشته باشیم ولی در همون قدم اول شکست خوردیم.
باور تان نمی شه که چقدر ایمیل فرستادم! و چقدر قول مساعد همکاری گرفتم...

تحلیل وضعیت موجود نشون میده که بنابر دلایل گوناگون، استقبال از بنیاد ترانه از این بیشتر نمی شه و اصلا اوضاع خوبی نداریم.

حالا شما بگین چکار کنیم؟

به نظر من الان دو راه بیشتر نداریم:

1- راه اول اینکه که بگیم "گور بابای حمایت از ترانه!" و دربش رو تخته کنیم و به جاش سایت هواداران ساسی مانکن رو برپا کنیم! هم پربیننده است و هم استقبال از اون در حد تیم ملی!!!

2- راه دوم هم اینه که منتظر کسی نباشیم و خودمون مطلب تولید کنیم. یعنی قرار بذاریم که ماهی یکبار مطلبی هرچند کوتاه رو بنویسیم.این نباید زیاد سخت باشه. وقت کسی رو هم نمی گیره.
همه ی ما وجه اشتراکی به نام ترانه داریم. با ترانه زندگی می کنیم. با ترانه فکر می کنیم، حرف می زنیم. وقتی که ما می بینیم که مثلا اوضاع ترانه خوب نیست، میتونیم اون رو بنویسیم و منتشرش کنیم. همه ما تجربیات و عقایدی داریم که میشه اونها رو نوشت. همیشه حرفهایی برای گفتن هست.
چرا باید منتظر باشیم که "بزرگ زاده ی هنر، جناب ِ آقای حضرت ِ  عزیز ِ استاد میخائیل بوریوفسکی، مثلا " بیاد و برامون دو خط افاضات بفرمایند؟ مگر خودمون چلاقیم؟

-------
پیشنهاد من اینه که یه "تیم تحریریه" داشته باشیم. که هر کس حداقل ماهی یکبار نگرشهایی که درباره دنیای ترانه-حوادث جاری-و غیره داره و کلا هر چیزی رو بنویسه. اینطوری دقیقا مشخصه که حداقل برای شماره بعدی "چیزی وجود داره". این تیم میتونه در کنار نوشته های خودش به تهیه مطلب و تلاش برای جذب اعضای تازه هم بپردازه.

اگر این کار موفق بود در مرحله بعدی هر کس میتونه سرشاخه باشه و یه تیم جدا برای یک بخش جدا تشکیل بده."مثلا تیم مقالات/یا تیم مصاحبه"
این نظر من بود.

حتما و حتما در این باره فکر کنید و نظرتون رو بنویسین.

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 23:17 |
برای اعمال یکسری تغییرات اساسی بنیاد ترانه چند روزی آفلاین خواهد بود

اگرچه هیچ انگیزه و اشتیاقی برای کار کردن روی این سایت برام نمونده ولی میخوام چند تا بخش جانبی رو "مخصوصا کامنت ها رو" اضافه کنم.
به زودی از همه دعوت می کنم تا برای تصمیم گیری های تازه بیان اینجا و یه بحثی داشته باشیم. اگه همین روال باشه تعطیل بشه خیلی بهتره.


پ.ن:

چکمه بر گلوی من نشانده ای - شیون ترانه را چه می کنی؟
گرچه بازی مرا برنده ای - بازی زمانه را چه می کنی؟

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 23:47 |