تبليغاتX
ترانه بی مکث

بنیاد ترانه برای بار چهارم به روز شد.

www.bonyade-taraneh.com

این دفعه یه ترانه از خود من هم هست که دوست دارم لطف کنید و از اینجا بخونیدش.

کسانی که مطلب فرستادن توی وبلاگهاشون به ترانه هاشون لینک بدن و خبر آپدیت رو به همه برسونن.

از همه دوستانی که مطلب فرستادن ممنونم

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 22:48 |
از دست دادن یک دوست خیلی خیلی چیز بدی است.
مخصوصا اگر با در نظر گرفتن روحیات و سالائقش (و تو صنف ما سبک ترانه هاش!) رفیق فابریک آدم باشه.
من نمی دونم به چه زبونی و با چه کلماتی میشه نهایت تلخی این حادثه رو شرح داد.
قبلا یه پست در همین زمینه تو وبلاگ گذاشتم که بازم راضیم نکرد. نمی دونم، گاهی اوقات که رابطه ای بصورت یکطرفه قطع میشه، اون طرف مقابل حس می کنه که از هوا محروم شده، یا یه همچین چیزی.

پ.ن:

من از تابستون ِ خوش لهجه ي تكرار ِ اسمت
اتاق ِ خوابُ گل بو مي كنم، رويا به رويا
به ساعت ياد ميدم، پروازُ از شب تا سپيده
به تاريكی ميگم، اين يكشبُ وانسته اينجا

                                       (ایـــــرج جنتــــی عطایـــی)

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 20:58 |
مسافرت کوتاهم دیشب به پایان رسید.
آخ که هوای طهران چقدر لطیف و عاشقانه بود. بسیار حال کردیم.

با هزارتا صلوات و اقرار به تمام گناهان داشته و نداشته و ابراز انواع "غلط کردم ها" به مدت یک ساعت، توی هواپیما قبض روح شدیم!
لامصب بوئینگ بود ولی آنقدر تکان های وحشتزا داشت که صد رحمت به توپولف.
این سفر نتیجه ی روشنی نداشت. تنها چیزی که (برای خودم) داشت درک افتضاح بازار ترانه بود و بس. افتضاح مطلق بود.
سلیقه ی خواننده-آهنگساز-تنظیم کننده افتضاح اندر افتضاح. فهمیدم که هر چی تا الان نوشتم یه ریالم نمی ارزه...افسرده شدیم رفت!


پ.ن:
شاید این درست ترین توصیه ی دنیا باشه ولی من اصلا و ابدا به چنین حرف مزخرفی اعتقاد ندارم:
زندگی مث قماره، فکر کن عاقلانه
تو هم تقلب کن، چون نیست عادلانه !

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 12:2 |
بنیاد ترانه به روز شده است
www.bonyade-taraneh.com


لطفا سر بزنید و شاهکار های دوستان را مطالعه بفرمایید!
از همه خواهش می کنم تا در انجمن مجازی سایت عضو شوند. لطفا فرم عضویت را با اطلاعات حقیقی پر کنید. در آینده به این اطلاعات نیاز خواهیم داشت.

بابت تاخیر شرمنده همه شما شدم! قضیه این بود که این بار منتظر مطلب یک دوست بودم که کار را تا روز سی و یکم عقب اندخت و بعدش هم بخاطر شرایط بد جوی (رطوبت 100 درصدی هوا - شرجی خفن!) امکان خروج از منزل و دستیابی به کافی نت تا همین امروز مقدور نبود.
به هر صورت عذر خواهی می کنم.

متاسفانه بخش پیغام ها دوباره از کار افتاد و من هم سفری دارم به طهران! فلذا تا برگشتنم خبری از کامنت گذاری نیست.
(اینجا هم پیغام نذارید - من نیستم!)
رفت و برگشتم چند روز بیشتر طول نمی کشه. با چند نفر قرار دارم و سعی می کنم با دست پر برگردم - راستی اگه هواپیما سقوط کرد حتما برام فاتحه بفرستین!

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 17:10 |
مهلت قانونی دوستان ترانه سرا برای ارسال مطالب و همکاری در دومین شماره بنیاد ترانه ساعت 12 امشب به پایان می رسد.
بنده ی حقیر به همراه 100 نفر از اهالی محل از سه روز قبل در حال مطالعه و گزینش ایمیل های دریافتی هستیم که به علت مشارکت 99 درصدی دوستان مهربان ترانه سرا، از شهرهای اطراف نیز تقاضای چند اتوبوس نیروی کمکی کردیم!
بسیار خوشوقتم که به اطلاع جامعه ی فهیم ترانه سرایان ایران برسانم که به دلیل هجوم شدید علاقمندان و ترافیک بالای سایت، از مجموع 25 گیگابایت پهنای باند ماهیانه ی سایت، حتی یک بیت هم هرز نرفته و بیهوده تلف نشده و بنده از این حیث شبها با فراغ خاطر سرم را روی بالش می گذارم که "منابع سایت بیهوده هدر نشده "!!!!

از دوستان عاجزانه تقاضا دارم که دیگر ایمل نفرستند... چون میل باکس فول شده!

با فرض مطالب پرباری که برای دومین شماره تهیه شده، اشک شوق در چشمانم حلقه زده و زبانم بند آمده! نمی دانم به چه زبانی باید ...


پ.ن:

همچهره ی مهتاب و مه - رویا شبم از تو پُره
یا رخ کن از پشت سکوت - یا سایه شو تا دلهره

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 22:42 |