تبليغاتX
ترانه بی مکث
ترانه ها به اتاقت می رسند
فقط تماس لطیفشان را حس کن!
وقتی که همه امیدها از کف رفته
ترانه های غم انگیز حرفهای زیادی دارند

اگر کس دیگری برای نوشتن ترانه رنج می برد
وقتی که هر واژه به تنهایی معنایی دارد
پس شنیدن این آهنگ ها آسان تر است
گیرائی در مصرعی است که
در آخر به گوش تو می رسد 

                                      (Elton John)

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 14:56 |
اگر می خواهی شعری بگویی
فکر کن، چه کسی میخواهد بخواند
قافیه فقط قافیه است
وقتی یکی می فهمد، زنده می شود
وقتی رهایی می یابد
از سادگی ِ قدرت کلام اوج می گیرد

شعر فقط کلام نیست
باید روح عدالت باشد
کلام برای امید و عشق کافی است
و همین مهم است
که ارزش می یابد و مرز می شکند
با شعر پیش پا افتاده

                      (شاعر: کلمنتینا سوارش)

+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 14:40 |

تو چه هستی؟
این همه که آزارم می دهی برایت بس نیست؟
لعنت به تو!
تو چه هستی؟
چرا اشکهایم اینقدر برایت بی ارزشند ،عزیزم
و چرا
من راضی به آزار تو ام،
و  تمام وجودم مال توست
چرا به زجر کشیدن در دستان تو راضیم؟

اگر عشق این است، وای بر من!
اگر گناهم عشق توست
هرگز توبه نخواهم کرد
اگر قسمتم این است
که با عذاب تو زندگی کنم،
زندگی می کنم!

آیا سنگدلی نیست،
که مرا در عشق فریب می دهی؟
انصاف نیست که همه ی محبت
و عشق و عمرم
به تندی نابود شوند
و بازیچه ای برای راحتی تو باشند
همه ی محبت و جایی که در دلم داشتی،
همه ی آرزوهایم ،
به یکباره نابود شدند.

اگر عشق این است، وای بر من!
اگر گناهم عشق توست
هرگز توبه نخواهم کرد
اگر قسمتم این است
که با عذاب تو زندگی کنم
زندگی می کنم!


ابیات بالا ترجمه ای از سروده ی "انت ایه" مصطفی مرسی است و یکی از کارهایی است که تاثیر بسیار زیادی روی من و کارهام داشته. اوایل دلم می خواست بصورت ترانه به فارسی برگردانش کنم اما بعدها فقط احساسی که از خواندنش داشتم را خواسته یا ناخواسته وارد بعضی از کارهایم کردم.


+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 10:35 |
ماه من
از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب
شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب
پشت ستون سایه ها روی درخت امشب
می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب

می دانم آری نیستی اما نمی دانم
بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب
هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب

هرشب صدای پای تو می آمد از هر چیز
حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب
ها، سایه ای دیدم شبیه ات نیست اما حیف
ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
گشم تمام کوچه ها را یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب

طاقت نمی آرم تو که می دانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب
ای ماجرای شعر و شب های جنون من
آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب


سراینده: محمد علی بهمنی
محمد علی بهمنی متولد 1321 صادره از دزفول است و در بندرعباس اقامت دارد.
برخی از آثار بهمنی به قرار زیر است:

باغ لال
در بی‌وزنی
شاعر شنیدنی است
این خانه واژه‌های نسوز دارد
گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود
و....

در ضمن قرار است مجموعه ای از آثار منتشر شده ی ایشان در سی سال اخیر، در قالب مجموعه ای جداگانه به بازار عرضه شود.
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 10:31 |
بخشی از ترانه "توقف" از آرمین ابراهیمی:

سر به سر دنبالتم سایه به سایه
مثلِ یه پالتوی کٌهنه مثلِ یه شال
خوش و کیفورم از آفتاب ِ نگاهت
مثل ِ جشن ِ گربه با سطلای آشغال!

گرم و خوش بختم از انکار ِ سیاهی
چون تو پروانه ی تا همیشه هستی
چون تو تنها آدمی بودی که مونده
چون تو این قانون ِ مضحکٌ شکستی!


چند روز قبل همدیگه رو پیدا کردیم. ترانه هاش بسیار متفاوت تر از جریان رایج ترانه س.مخصوصا سوژه های آرمین که باید بگم تک هستن. برای خوندن کارهاش اینجا کلیک کنید.
+ نگارش توسط علی كمارجی نژاد در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 11:3 |